مشاورین امور زنان و خانواده؛ پل نامرئی بین دولت و جامعه در بحران

کرج – عصر شفافیت – گاه بهترین پاسخ به یک بحران، نه از نهادهای بزرگ، بلکه از دل جامعه و همدلی مردمی سر برمی‌آورد. تهاجمات اخیر رژیم صهیونیستی و همراهی آمریکای جنایتکار، یکی از همین صحنه‌ها بود؛ صحنه‌ای که در آن زنان عاری از عنوان و مقام، با تنها هدف «کمک کردن»، کارهایی غیرمعمول و تأثیرگذار انجام دادند.

این روایت، مروری است بر نقش‌آفرینی همان زنان همسایه، مادران، خواهران و دانشجویانی که در سخت‌ترین شرایط، دست به کار شدند و با هدایت و هماهنگی «مشاورین امور زنان و خانواده»، شبکه‌های امدادی مردمی را سازماندهی کردند.

تشکیل زنجیره‌های همیاری، محله به محله

اولین حرکت آنها این بود که منتظر نماندند. به ابتکار مشاورین امور زنان و خانواده و مدیران محلات، گروه‌های کوچک مردمی در هر محله شکل گرفت. این گروه‌ها با محوریت «بانویاران» به میدان آمدند تا نیازهای مردم را از نزدیک رصد کنند و مشکلات پنهان از دید مسؤولان را به آنان نشان دهند.

کمیته بحران و آرامش روان؛ نسخه‌ای برای التیام دل‌های مضطرب

در بحران، ترس و نگرانی به‌سان بیماری مسری فراگیر می‌شود. زنان این را به خوبی می‌دانستند. بنابراین با هماهنگی مشاورین، «کمیته بحران و آرامش روان» تشکیل شد. مأموریت این گروه، شاید از همه دشوارتر بود: امیدبخشی و کاهش اضطراب جامعه از طریق انتشار پیام‌های دقیق و روحیه‌بخش و القای این حس که هیچ‌کس تنها نیست.

زنجیره مهربانی «نذر قربانی»؛ مدیریت داوطلبانه و هوشمند

یکی از زیباترین کارها راه‌اندازی زنجیرهٔ کمک‌رسانی به نام «نذر قربانی» بود. مردم هر آنچه در توان داشتند اهدا کردند و زنان، به عنوان مدیران این زنجیره، مسئولیت جمع‌آوری، دسته‌بندی و توزیع هدفمند و بدون حاشیهٔ این کمک‌ها را بر عهده گرفتند.

هنر، ایمان و وحدت؛ سلاح‌های غیرمتعارف امداد

کمک‌ها تنها مادی نبود. زنان با ابزارهای دیگری نیز به میدان آمدند:

با هنر: جوانان با نقاشی دیواری و پوستر، فضای شهر را از حزن خارج کردند.

با وحدت: با برگزاری اجتماعات خودجوش و محله محور و پخش سرودهای امیدبخش از خودروها، حس همبستگی و شجاعت را در شهر جاری ساختند.

با ایمان: با برگزاری مراسم دعا، به همگان یادآوری کردند که در کنار یکدیگر، قوی‌تر هستند.

 

پشت صحنه هماهنگ: نقش کلیدی مشاورین امور زنان

تمامی این گروه‌های خودجوش، به صورت پراکنده عمل نمی‌کرد. یک ساختار هماهنگ‌کننده متشکل از مشاورین امور زنان و خانواده مانند پلی نامرئی، گروه‌های مردمی را به نهادهای دولتی متصل می‌کرد. این هماهنگی، صدای مردم را به گوش مسؤولان می‌رساند و تصمیمات کلان را به اطلاع گروه‌ها می‌رسانید. این امر از دوباره‌کاری جلوگیری کرد و موجب شد که کمک‌ها به دست نیازمندان واقعی برسد.

سخن پایانی: قدرت دست‌های به هم پیوسته

تاب‌آوری جامعه در جنگ رمضان، نمایشی باشکوه از توانایی زنان ایران بود. آنها ثابت کردند که در بحران، می‌توان با کمترین امکانات و بیشترین همدلی، بزرگ‌ترین کارها را محقق ساخت.

نکته کلیدی این بود: آنها منتظر کمک نماندند، خود نخستین کمک‌کنندگان بودند. تلفیق این روحیه خودجوش مردمی با هدایت و پشتیبانی نهادهای هماهنگ‌کننده، کلید موفقیت این حرکت بزرگ بود.

این داستان، روایت قدرت زنانی است که در سکوت، تاریخ می‌سازند.

 

✍️ سمیه بوربور/ خبرنگار و تحلیلگر مسائل اجتماعی